الفيض الكاشاني

64

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )

مردود قلبِ خويش به كف ، ناله‌ها كنى * عزِّ قبولِ خود طلبى از عيارِ فيض افغان كنىّ و گريه و زارىّ و اضطراب * شايد كه بر تو رحم كند كردگارِ فيض در لُجّهء ثنا نزنى دست و پا كه نيست * در ظرفِ حرف ، وسعت درّ بحار فيض زين و صفها كه لايق آن بارگاه نيست * خواهى به انكسار و ادب اعتذار فيض بندى زبان حمد و گشائى لب دعا * بهر دوام عاقبت روزگار فيض يا رب دوام بخش بحقّ چهار و هشت * هر سال و ماه و هفته و ليل و نهار فيض 87 ويژگى بارز شخصيّت فرهنگى فيض كاشانى - كه در آثار او موج مىزند - همانا « استقلال فكرى » ى اوست . همين « استقلال فكرى » است كه او را از طائفهء دانشوران مقلّد آيين جدا مىكند و به حق شايستهء لقب سزامند « محقّق » مىنمايد . از مُحقِّق تا مقَلِّد فرقهاست * كاين چو داودست و آن ديگر صداست فيض از حيث اين استقلال فكرى ، بىگمان از برخى عالمان مشهورتر از خود ، پيش است . وى اگر چه « اخبارى » به حساب آمده - و در نظر برخى ، اخباريگرى مرادف سطحىنگرى است كه البتّه لزوما چنين نيست - ، از اخباريان محقّقى است كه پردهء جمود و خمود را دريده‌اند و ساحت تحقيق را به نشخوار و تقليد نيالوده‌اند . فيض از اين ديدگاه از برخى اصوليان به اصطلاح محقّق و مجتهد ، بمراتب اصولىتر است . فيض را از حيث استقلال فكرى و از آنجا كه فرزند معرفت و اجتهاد خويش است ، تا حدِّ زيادى با ابو حامد غزّالى سنجيدنى مىيابيم 88 - كه از قضا ميراث مكتوب اين دو تن